نقد و برسی فیلم The End of Oak Street
فیلم «The End of Oak Street»
رو باید دید و لذت برد، نه اینکه خیلی روش فکر کرد. این فیلم یک پیشنهاد تابستونی بامزه و پر از هیجانه که با یه ایده ساده و جذاب، شما رو میبره به دل ماجرا.
قصه در سال ۱۹۸۲ شروع میشه. خانواده «پلات» توی یه خیابون آروم زندگی میکنن، اما پشت درهای بسته اوضاع خیلی هم خوب نیست: بابا خانواده (ایوان مکگرگور) بیکار شده و مخفیانه پیتزا پیک میکنه، مامان (ان هتوی) داره مخفیانه رمان مینویسه و به ترک خانواده فکر میکنه، و بچهها هم هرکدوم مشکلات خودشون رو دارن.
تا اینکه یه اتفاق عجیب میافته: یه نور سفید بزرگ کل محله رو میپوشونه و وقتی از خواب بیدار میشن، میبینن که خیابون اوک و همه ساکناش به دوران ماقبل تاریخ پرتاب شدن. حالا این خانواده باید هم با مشکلات درونیاشون کنار بیان، هم از دست دایناسورهایی که توی حیاطخلوتشون پرسه میزنن جان سالم به در ببرن.
· یک ادای احترام بامزه به فیلمهای دهه ۸۰: کارگردان، دیوید رابرت میچل، یه عاشقنامه به فیلمهای ماجراجویانه اسپیلبرگ مثل «Goonies» و «Gremlins» نوشته. فضا، موسیقی، لباسها و حتی حس و حال فیلم، شما رو میبره به اون دوران.
· دایناسورها توی شهرک!: برعکس فیلمای «پارک ژوراسیک» که اونها رو توی جزیره نشون میدن، اینجا دایناسورها اومدن توی محله شما! همین ایده ساده، فیلم رو بامزه و تازه میکنه. دیدن اینکه یه دایناسور غولپیکر به خونهها تکیه داده یا توی حیاطخلوتها راه میره، کلی صحنههای خندهدار و هیجانانگیز درست کرده.
· بازی خوب و جلوههای ویژه قابلقبول: ان هتوی و ایوان مکگرگور بازیهای خوبی ارائه میدن. جلوههای ویژه دایناسورها هم با بودجه حدود ۱۰۰ میلیون دلاری، کاملاً راضیکننده است و فیلم رو باورپذیر میکنه.
· سرگرمی بدون وقفه: فیلم ۹۰ دقیقهایه و پر از اکشن، هیجان و لحظات بامزهست. اصلاً خستهکننده نیست.
· احساسات واقعی: با اینکه فیلم فضایی فانتزی داره، اما روابط اعضای خانواده و مشکلاتشون حسابی ملموس و واقعیه. مخصوصاً شخصیت دختر خانواده (میزی استلا) خیلی خوب پرداخته شده و یه سکانس احساسی از اون توی ماشین با آهنگ «Valerie»، واقعاً تأثیرگذاره.
· پیام پشت پرده: بعضی منتقدها معتقدن فیلم بیشتر از یه فیلم دایناسوری صرف، یه سوگنامه برای پایان یه دوره و نابودی آرامشه. انگار داره به این اشاره میکنه که آمریکای قبل از اینترنت و شبکههای اجتماعی، دیگه تموم شده.
· کمعمقی در داستان: فیلم از پس دادن یه پاسخ منطقی برای این همه ماجرای عجیب برنمیاد و تهش یه توضیح بیربط علمی میده که خیلی قانعکننده نیست.
· تقلیدی بودن: خیلی از فیلمهای اسپیلبرگ الهام گرفته و گاهی حس میکنید دارید یه نسخه کپیشده از اونها رو میبینید، بدون اینکه اون عمق رو داشته باشه.
· تصمیمات احمقانه شخصیتها: راستش بعضی کارهایی که شخصیتها برای پیشبرد داستان انجام میدن، واقعاً تعجببرانگیزه! مثلاً پسر خانواده وسط شب با یه کمان و تیر میره بیرون تا سگش رو پیدا کنه!
«The End of Oak Street» یک فیلم باحال و مفرح برای یه عصر تابستونیست. اگه دنبال یه اثر عمیق و فلسفی هستید، این فیلم مال شما نیست. ولی اگه دوست دارید یه فیلم ماجراجویانه، پر از دایناسور و با یه فضای نوستالژیک دهه هشتادی ببینید، حتماً از دیدنش لذت میبرید.
خلاصه که: فیلم رو با دید تفریحی ببینید، نه تحلیلی. اونوقت یه تجربه سینمایی شیرین و مفرح خواهید داشت.
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.